تقديم به همه مبارزان راه اسلام ناب محمدي (ص)

....
قاضي : من نميدانم ما تو را محاكمه ميكنيم يا تو ما را محاكمه مي كني و قصد داري ارادهات را به ما تحميل كني؟ آيا هنوز اصرار داري كه به وكيل مدافعت اجازهي دفاع از خودت را ندهي؟
خالد : حاكم خداست و من سادات را به دلايل زير به قتل رسانيدم:
1- براي اينكه او مانع اجراي احكام اسلام بود و با شعارها و قوانين ساختگي مردم را سرگرم ميكرد.
2- او با ادعاي اينكه دين از سياست جداست، به دين خداوند دروغ بست.
3- او دعوت كنندگان به راه خداوند را مورد هجوم قرار داد و آنها را بي هيچ گناهي به ناحق بازداشت كرد.
4- او با امضاي معاهدات و دادن تسهيلات به آمريكاييها، مصر را دو دستي تقديم يهوديان و آمريكاييها نمود.
5- او نمونهي بدي براي خود و خانوادهاش بود و اجازه داد فساد و تباهي از طريق تلوزيون، سينما و كابارهها شيوع پيدا كند. او مروج فساد بود و به مفسدين پاداش ميداد.
قاضي : بس است خالد! حالا بنشين و سكوت كن و به آنچه در اينجا ميگذرد، توجه داشته باش. تو آنچه را كه ميخواستي بگويي، گفتي و اگر از اين پس حرف برني، دستور ميدهم تو را از دادگاه بيرون كنند و در اين مورد هيچ ترديد به خود راه نخواهم داد.
خالد : متشكرم. من به آنچه گفتم، اكتفا ميكنم و اميدوارم حرفهايم در دادگاه ثبت شود. آنچه من گفتم نشانهايست از خروج قانوني من از اطاعت حاكم، كتاب خدا ميان من و شما حاكم است.
قاضي : خالد! من متاسفم كه نميتوانم حتي يك كلمه از حرفهايت را در محضر دادگاه ثبت كنم؛ چون حرفهايت مخالف نظام دادگاه است.
خالد : اگر حرفهايم را به ثبت نرساند، خداوند سبحانه و تعالي باقي است و ميتواند حرفهاي مرا به امت مسلمان و مومن برساند.
پس از اين، عبدالحليم رمضان – ضمن دفاعي محكم و جانانه از متهمان - اظهار داشت: « من جز براي رضاي خداوند به اين دادگاه نيامدهام و به دفاع از اين جوانان افتخار ميكنم؛ چون توانستهاند شرف ملت مصر را باز گردانند و كودتاي خيانت بار سادات را – كه تار و پود ملت مصر را از هم گسست – در هم بشكند.» وي ادامه داد: « اين جوانان همچون حسين عليه السلام و ياران وي هستند كه نه براي دنيا بلكه براي رضاي خداوند در كربلا قيام كردند.
اكنون قيام خالد و يارانش قيامي حسيني محسوب ميشود كه براي دفاع از شرف اسلام، اعراب و شرافت انساني و براي رضاي خداوند صورت گرفته است و كار بزرگ آنها دلهاي تاريك شدهي ملت مصر را روشني بخشيد.
سادات خودش را آخرين فرون مصر ميدانست و به همين سبب جواناني كه وي را به جرم فرعون بودن كشتهاند، گناهي ندارند و جرمي مرتكب نشدهاند؛ زيرا مقتول خود به جرم خويش اعتراف كرده است. »
او سپس در ادامهي سخنانش يادآوري شد: « سادات كه فرعون مصر شده بود، با وجود تمامي فقر و تهديستي تحميل شده بر مردم، هزينههاي شخصي بسيار هنگفتي را بر بيتالمال تحميل ميكرد ... او خود را به صهيونيستها و دشمنان اسلام فرخته بود؛ بنابراين قاتلان او را بايد "شرفا" خواند و نه متهمان...»
... زماني كه رمضان، خالد و يارانش را به امام حسين عليه السلام و شهداي كربلا تشبيه كرد، تمامي آنها ميگريستند و با فرياد الله اكبر سخنان وي را تاييد ميكردند. ۱
۱ . روزنامه جمهوري اسلامي ، 27/12/60 ، شماره 813
----------------------------
برگرفته از كتاب اسلام گرايي در مصر ، دفتر ادبيات انقلاب اسلامي

از نكات قابل توجهي كه در موضع گيريهاي سران اين رژيم به وضوح ديده ميشد عدم جسارت در اعلام هدف يا اهدافي معين براي جنگ بود. برخي از سران اسرائيل در آغاز جنگ از نابودي كامل غزه و مقاومت در این منطقه دم ميزدند اما با ادامهي مقاومت مردم غزه و ناتواني نظاميان اسرائيلي مجبور به تغيير و كاهش دائمي اهداف شدند تا حدي كه هدف خود را از جنگ، تا حد كاهش حملات موشكي مقاومت اسلامي(حماس) تنزل دادند. اما در دستيابي به اين هدف نيز ناكام ماندند چرا كه تا آخرين روز جنگ نه تنها حملات موشكي حماس كاهش نيافت بلكه هر چه از جنگ ميگذشت بر تعداد، برد و دقت موشكها افزوده ميشد.تا جايي كه همزمان با سخنان اولمرت در پایان جنگ در حاليكه او جنگ را جنگي موفقيت آميز براي اسرائيل ميناميد بخشهايي از سرزمينهاي اشغالي هدف موشك مبارزين مقاومت قرار ميگرفت.
از سوي ديگر سران اين رژيم در ابتداي جنگ اعلام كردند كه اين جنگ را جنگي متفاوت با جنگ ۳۳ روزهي لبنان ميدانند چرا كه تصور ميكردند به توجه به حضور ۳۸ ساله خود در غزه و منابع اطلاعاتي خود از نظر اطلاعت اشراف كاملي بر غزه و به ويژه حماس دارند. اما روند جنگ در اين زمينه نيز شكست صهيونيستها را رقم زد.
اما تاريكترين قسمت تراژدي غزه موضع گيري سران برخي كشورهاي عربي در همراهي و تشويق اسرائيل به نابودي مقاومت اسلامي است. در حالي كه كودكان، زنان و غير نظاميان در غزه زير باران گلولههاي ممنوعهي اهدايي آمريكا ميسوختند سران عربستان و مصر در ديدارهاي پيدا و پنهان، ضمن تامين منابع مالي هداياي آمريكايي، سران اين رژيم را به ادامه حملات تا نابودي مقاومت ترغيب ميكردند. اعتراضات مردمي در عربستان، مصر و اردن نشان داد كه سران اين كشورها بيش از اينكه نمايندهي مردم خود باشند در فكر حفظ پست و مقام و جلب رضايت آمريكا و اسرائيل هستند كه اين نشان از ايجاد شكاف بين ملتها و دولتهاي عربي دارد.
