ذكر احاديثي در فضائل مولا امير المومنين عليه السلام
پيامبر ص فرمود: به من، درباره علي ع سه چيز وحي شده است:«او آقاي مسلمانان، پيشواي متقين، ورهبر پيشاني سفيدان و نورانيان است.»
پيامبر ص بر دوش علي ع دست گذارده بود و با صداي بلند فرمود:«اين امام نيكان و كشنده بدان و فاجران است، كسي كه ياريش كند، پيروز و آن كه خوارش نمايد، سرافكنده خواهد بود.»
.jpg)
پيامبر ص در حالي كه با دست به علي ع اشاره ميكرد ميفرمود:« اين نخستين كسي است كه به من ايمان آورده، و نخستين كسي است كه در قيامت با من مصافحه ميكند، اين صديق اكبر است و فاروق اين امت، بين حق و باطل جدايي ميافكند و اين يعسوب مؤمنان است.»
پيامبر ص فرمود:« علي باب علم من و بيان كننده آنچه من بر آن مامور شدهام پس از خودم، براي امتم ميباشد. حب و دوستي او ايمان، و بغض او نفاق است.»
فرمودة رسول خدا ص در حديث ام سلمه، چنين است:« كسي كه علي را سب و بدگويي كند، مرا سبّ نموده است.»
در حديث ابوبكر آمده است كه پيامبر ص ميفرمايد:« دست من و دست علي در عدالت مساوي است.»
رسول خدا ص فرمودند:« كسي كه ميخواهد به نوح در عزمش، به آدم در علمش، به ابراهيم در حلمش، به موسي در زيركيش، و به عيسي در زهدش بنگرد، به علي بن ابيطالب نظر افكند.»
چنانچه ابوالمؤيد موفق به احمد خوارزمي اخطب الخطباء در مناقب خو نقل مينمايد كه روزي خليفه عمر از روي تعجب از علي بن ابيطالب ع سوال كرد چگونه است كه هر حكمي از احكام يا مسئله اي از مسائل از تو پرسش ميكنند بدون معطلي جواب ميدهي.
حضرت در جواب عمر دست مبارك را در مقابل او باز كرد و فرمود: چند انگشت در دست من است؟
فوري گفت پنج انگشت.
حضرت فرمود: چرا تأمل نكردي و فكر ننمودي. گفت: محتاج بهفكر نبود زيرا پنج انگشت در مقابل روي من خاضر بود.
حضرت فرمود: تمام مسائل و احكام و علوم در مقابل من مانند اين كف دست حاضر است، لذا در جواب سئوالات فوري و بيتامل و تفكر جواب ميدهم.
.jpg)
مردي از معاويه سوالي نمود. گفت آنرا از علي بپرس كه داناتر است.
عرب گفت: جواب تو را خوشتر دارم از جواب علي.
معاويه گفت: بد سخني گفتي «كرهت رجلا كان رسول الله يعره بالعلم و لقد قال انت مني بمنزله هرون من موسي الا انه لا نبي بعدي و كان عمر اذا اشكل عليه شيء اخذ منه.»
يعني : «كراهت داري از كسيكه پيغمبر ص او را تلقين علم ميكرد هر آينه بهتحقيق بهاو فرمود تو از من بهمنزله هاروني از موسي الا آنكه بعد از من پيغمبري نباشد و هر وقت بر عمر امري مشكل و پيچيده ميشد از علي ع سوال ميكرد و راي او را ميگرفت.»
نور الدين بن صباغ مالكي در فصول المهمه و محمد بن طلحه بن شافعي در مزالب السئول و امام احمد بن حنبل در مسند و خطيب خوارزمي در ناقب و سليمان بلخي در ينابيع الموده و غيره آنها در كتب معتبره خود ثبت نمودهاند كه خليفه عمر بن الخطاب هفتاد هزار مرتبه گفت: «لولا عليّ لهلك عمر» بلكه صريحا اعتراف نمود كه اگر در جواب كعضلات و مشكلات و مسائل پيچيده علي ع نباشد كار مشكل ميشود و اگر علي ع نبود عمر هلاك شده بود.»
منابع:
كتاب شبهاي پيشاور، گفتار هاي مرحوم سلطان الواعظين شيرازي
كتاب ترجمه المراجعات اثر علامه شرف الدين





