تبليغاتX
کوکب هدایت

کلمه الله هی العلیا

نویسنده :محمد(صادق) نجفی


چندی است که رسانه های غربی از کمپانی های فیلم سازی گرفته تا نشریات در موجی جدید به توهین، استهزاء وتخریب مقدسات دینی مسلمانان و در راس آنان تخریب و توهین نسبت به شخصیت حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله)  مشغول اند.


عملکرد اخیر رسانه های غربی در توهین به دین مبین اسلام نشانه ای از شدت عجز و درماندگی این حوزه تمدنی در مواجهه با اسلام است.
 گسترش روز افزون اسلام در سراسر جهان از اروپا تا امریکا از آفریقا تا شرق دور که نشات گرفته از گفتمان معنوی، عدالت محور و منطقی بر آمده از وحی دین مبین اسلام است ، در عصر جدید جان های تشنه معنویت را در سراسر  جهان سیرآب می نماید.از یک سو و از سوی دیگر تفکرات مادیگرایانه بشر محور و خود بنیاد غرب مدرن که یک سره همه ارزشهای اخلاقی و انسانی را زیر پا نهاده و کرامت انسانی را لگد مال کرده فاقد توانایی در پاسخ گویی به نیازهای معنوی بشر است ، سبب گشته که غرب مدرن از رویارویی مستدل و منطقی با اسلام گریزان باشد و برای جبران این خلاء به روش های غیر اخلاقی و ناپسندی همچون تخریب ، استهزاء و تمسخر روی آورد و در روندی برنامه ریزی شده با استفاده از ابزارهای رسانه ای به جنگ روانی علیه اسلام دست بزند.


نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این که شاید  در برداشت اول این دسته از سخنان و  روش ها، نو و جدید به نظر آید اما با تعمق و تامل بیشتر و پرسه ای مختصر در تاریخ به این نتیجه می رسیم که نه تنها این سخنان و روش ها جدید نیستند بلکه سابقه تاریخی شان به صدر اسلام برمی گردد . زمانی که با ظهور اسلام و بیداری ایجاد شده در توده مردم  در جزیره العرب منافع سردمداران عرب جاهلی به خطر افتاد. در چنین شرایطی بود که عرب جاهلی که از منطق و استدلال بویی نبرده بود برای منحرف کردن توده مردم شروع به استهزاء ، تمسخر و دادن نسبت های ناروا به محمد امین(صلی الله علیه و آله) که اکنون پیام آور وحی بود نمودند.


مسئله ای که باعث شگفتی است هماهنگی و هم صدایی بی نظیر برخی به اصطلاح روشنفکران داخلی با رسانه های غربی در این موج تخریب است. تخریبی که همان گونه که ذکر شد در غالب ادبیات جدید و جذاب به تکرار حرف های عرب جاهلی می پردازد. به نظر شما آیا این هماهنگی و هم صدایی اتفاقی است؟
در پایان با ذکر جمله ای از امام خمینی(ره) این نوشتار را به پایان می برم. ایشان در مورد کسروی می فرمایند:
پيغمبري را پايين آورده بود تا حد خودش، نمي توانست برسد به بالا، آن را آورده بود پايين.

 

لينك‌دائم نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 22:7  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

مدينه شهر پيغمبر - مدینه النبی - 28 صفر سالروز رحلت نبی مکرم اسلام حضرت محمد صلی علیه و اله و سلم تسلیت باد

با سلام و عرض تسليت به مناسبت ايام شهادت حضرت ختمي مرتبت  پيامبر نور و رحمت محمد مصطفي (صلي الله عليه و آله و سلم) فايل پياده شده تعدادي از سخنراني هاي استاد رحيم پور ازغدي به صورت پي دي افpdf را جهت استفاده دوستان در وبلاگ قرار دادم.

استاد حسن رحيم پور ازغدي - پيامبر اسلام - حضرت محمد ص

پيامبري و خاتميت

بشريت وامدار محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)

محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)، آخرين آذرخش آزادي بخش يك، قسمت اول

محمد(صلي الله عليه و آله و سلم)، آخرين آذرخش آزادي بخش يك، قسمت دوم

محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) پيامبري براي هميشه

پيامبري و دولتمردي

محمد(صلي الله عليه و آله و سلم) عدل، عقل و حقوق بشر

التماس دعا

لينك‌دائم نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 14:10  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

نظام سرمايه داري آثار و پيامدها

تهیه و تنظیم : محمد  نجفی

نظام سرمايه داري نظامي است که بر پايه تفکرات بشر عصر مدرن بنا شده است.
مفهوم سرمايه را نبايد با مفهوم ثروت يکسان فرض کرد چرا که تفکرات بشر مدرن به سرمايه معناي ديگري بخشيده است و موجب آن شده که معناي سرمايه داري با معناي ثروت اندوزي در اعصار گذشته تفاوت فاحشي داشته باشد ؛ چرا که همان گونه که ذکر شد اين نظام بر پايه تفکرات ماديگرايانه بشر مدرن بنا شده است.


درنظام سرمايه داري (که به علت حاکميت مطلق گرايانه سرمايه آن را نظام سرمايه سالار ناميده اند.)هدف غايي تحصيل سود حداکثري است و تمام مسائل ديگر بر محور اين مسئله معنا پيدا مي کند. اين بينش که متاسفانه  در بخش عمده اي از جهان امروز حاکم شده به دنبال خود آثار و پيامدهايي را به دنبال آورده است که مي توان علت تمامي آن ها را در جدايي اين نظام با اخلاقُ ،معنویت و عدالت دانست. در نگاهي اجمالي به شرح عوارض و آثار منفي و مخرب نظام سرمايه داري مي‌پردازيم.

۱- نگاه ابزاري به انسان:
 اين نوع نگاه به انسان که در نتيجه حاکميت اصل تحصيل سود حداکثري به وجود آمده سرمنشاء بسياري از ناهنجاري هاي ديگر جوامع مدرن امروزي و مقلدانشان در کشورهاي در حال توسعه مي باشد.
نگاهي که در آن به انسان نه از بعد انساني بلکه به عنوان ابزار کار نگريسته مي شود و کرامت و ارزش انسان درآن به کلي پايمال ميگردد.
ارزش انسانها در چنين حکومت هايي به انسانيت و مكارم اخلاقي و فضائلشان نيست بلکه ارزش انسان در سودي خلاصه مي شود که طرف مقابل از برقراري رابطه با ديگري عايدش ميشود.
در سايه چنين نگرشي است که کرامت انساني از بين رفته و تمامي فضائل اخلاقي بي ارزش مي‌شوند. و به عنوان مثال در نگاه سرمايه داري و مديران كمپاني‌ها، از زن به عنوان يک کالا و برده جنسي استفاده مي شود و شخصيت والا و لطافت روح زن در حد کالايي پست و دم دستي پايين آورده ميشود وبه زن نه به عنوان يک انسان داراي شخصت و کرامت انساني بلکه به ديد سوژه اي جذاب نگريسته مي شود که با استفاده از عکسهاي عريان و بعد جنسي زن در تبليغ کالاها فروش افزايش يابد و سود بيشتر را نصيب صاحبان سرمايه نمايد!
و در اقدامي زشت تر از زن به عنوان کالايي براي تجارت استفاده مي‌شود. چرا که از اين رهگذر سود سرشاري را عايد تجار اين کالا! مي نمايد ؛ و آيا رواست ارزش زن به عنوان يک انسان تا چنين حدي پايين بيايد؟ و آيا اين نوع برخورد با زنان يك نوع برده داري مدرن از طرف غرب محسوب نمي‌گردد؟
قابل ذکر است که بر طبق آمار امروزه تجارت زنان و دختران به عنوان يکي از پر سودترين تجارت ها در سراسر دنيا مطرح است.

۲- تجاوز به حريم طبيعت:
از ديگر نتايج خطرناکي که سيطره سرمايه سالاري به دنبال دارد مسئله تجاوز به حريم طبيعت است.
گسترش آلودگي هاي زيست محيطي ، همه بخش هاي طبيعت را متوجه خود ساخته است.آلودگي آبها در سراسر جهان، آلودگي زمين ، آلودگي هوا ، افزايش روز افزودن گازهاي گل خانه اي ونيز آلودگي صوتي از جمله مواردي است که در اثر توسعه صنايع   و افزايش مصرف بي رويه در سطح جهاني طبيعت و حيات را سخت محصور خود ساخته است.

طبیعت در اسارت آلودگی -


اقيانوس‌ها در نگاه بشر امروز به مثابه سطل‌هاي زباله غول پيکري هستند که همه روزه مقادير عظيمي زباله در آن ها تخليه ميشود گرچه اقيانوس هاي در چنين روندي مقداري از اين موارد را درون خود تجزيه مي‌نمايند ولي بي شک مقدار ورودي اين مواد بر مقدار تجزيه شده برتري چشم گيري دارد و ديگراينکه بسيار از اين زباله ها يا تجزيه ناپذيرند و يا دير تجزيه پذيرند و اين موجب بر هم خوردن اکوسيستم در دريا ها مي گردد که نتايجي مانند مرگ دسته جمعي آب زيان اختلال در زاد و ولد موجودات مرتبط با دريا و صد ها دست از اين مسائل را در پي دارد.
آلودگي زمين جلوه ديگري از تجاوز بشر به حريم طبيعت است.از جمله اين موارد ميتوان به استفاده بي رويه از کودهاي شيميايي ، علف کش ها و انباشت هزاران تن زباله در روز اشاره کرد.
آلودگي هوا نمود ديگري از اسارت طبيعت در آلودگي است. هوا به خودي خود هيچ گونه ضرري را متوجه انسان نميکند. لکن امروز هوا حاوي خطرناكي مانند دي اکسيد سولفور حاصل از سوختن نفت، ذرات سرب ناشي از سوختن بنزين در خودروها، ذرات کربن حاصل از ترمز وسايل نقليه و ... ميباشد كه موجب آلودگي هوا اين نياز اوليه بشر شده است.
در كنار اين آلودگي‌ها مي‌توان به آلودگي امواج مخرب در اثر استفاده بي رويه از دستگاه‌هاي الكتريكي و الكترونيكي و همچنين آلودگي بصري اشاره كرد، كه شرح آن در اين نوشته نمي‌گنجد.

۳- داد وستدهاي کثيف:
انگيزه کسب سود حداکثري و اصالت اين هدف باعث مي شود كه بشر معتقد به آن براي نيل به اين هدف از هر كالا ، ابزار و وسيله‌اي سود جويد(.نكته قابل توجه اين كه اين‌گونه دادوستدها در راس تجارت‌هاي پرسود دنيا قرار دارد.) كه از اين طيف ميتوان به قاچاق مواد مخدرو اسلحه، قاچاق زنان و كودكان ، توليد  ابزار شكنجه، فيلم‌هاي گسترش دهنده خشونت و ...اشاره كرد كه گرچه به بهاي از ميان رفتن همه ارزش‌هاي انساني ، تزلزل بنياد خانواده و فساد و مضمحل كردن جوامع و كشت و كشتار انسان ها  تمام مي‌شود و لكن از آن رو كه سود هنگفتي را براي صاحبان آن در پي دارد در نظام‌هاي سرمايه‌سالار قابل توجيه بلكه واجب انگاشته مي‌شود.
به عنوان نمونه به بحث درمورد يكي از اين دادوستد ها مي‌پردازيم.
نظام سرمايه داري استعماري جهت رونق كارخانه‌هاي بزرگ تسليحاتي و حفظ منافع  مادي خود و از طرفي به منظور تسلط خود بر كشورهاي ديگر جلوگيري از رشد و توسعه آن‌ها و به منظور سركوبي و ارعاب حركت‌هاي مردمي عليه استعمار ، تجارت شيطاني اسلحه و ابزار شكنجه را در صدر توليدات و صادرات خود قرار داده‌ و با كنار گذاشتن همه اصول اخلاقي و انساني بازار فورش و رقابت در خريد تسليحات كشتار جمعي را در جهان گسترش داده است. به طوريكه امروز به اصطلاح متمدين‌ترين و پيشرفته‌ترين جوامع غربي سازنده و فروشنده مخرب ترين سلاح‌هاي جهان‌اند. كشورهاي بزرگ كه نظام سرمايه‌داري در آن‌ها حاكم است و بزرگترين توليد كنندگان اسلحه ‌هاي مرگ افزا هستند به هيچ وجه در صدد كاهش و كنترل اين صنعت جهان‌سوز نيستند.

۴- اختلاف طبقاتي:
آمار و اطلاعات حاصل از كشورهاي پيشرفته كه سيستم‌هاي سرمايه سالار بر اقتصادشان حكم‌فرماست به وضوح بيانگر توزيع نابرابر ثروت در اين گونه جوامع است. البته اين غير از اختلاف طبيعي و معقول كه به عنوان مثال بين دستمزد يك كارگر ساده و يك مهندس وجود دارد  ، اما اختلاف و شكاف مذكور حاصل از نظام سرمايه‌داري بيش از اين حد طبيعي است.بنابراين نمي‌توان تنها استعدادها و قابليت‌هاي فردي را عامل دستيابي به ثروت هنگفتي دانست كه موجب، ايجاد اختلاف طبقاتي در جوامع سرمايه سالار مدرن گشته است. مسئله اخلاق و عدالت و توزيع ثروت دراين جوامع فاقد ارزش ذاتي است و تنها آن هنگام مورد نظر قرار مي گيرد كه سود حداكثري سرمايه سالاران به بهترين وجه تامين شده باشد ويا بر اثر  اعتصاب قشر تهي دست و در نتيجه توقف چرخه توليد تنها امر مقدس اين جوامع يعني سودجوئي حداكثري به مخاطره افتد؛
 در چنين شرايطي است كه از سرريز سرمايه‌ي سرمايه داران سهمي هم براي اقشار مستضعف جامعه در نظر گرفته مي‌شود.

استعمار فرا نو - ظلم و ستم - استعمار _ آفريقا _ امپرياليسم - كاپيتاليسم - نظام سرمايه سالار - سود جويي حداكثري

۵ – استعمار ملل ديگر:
استعمار ، رژيم سياسی و اقتصادی است که در يک سرزمين يا کشور، از طرف يک (يا چند) دولت خارجی، برقرار می شود و از اين رهگذر، دولت (يا دولت های) خارجی، نظامی را در آن سرزمين مستقر می سازند که بدون رضايت مردم از خارج بر آنان تحميل شده و هدف اصلی آن تامين منافع خارجيان و عمال آنان است.
تمدن سرمايه سالار غرب در طول حياتش به منظور حفظ بقاء و توسعه خود به روش ها و ابزارهاي گوناگوني متوسل شده است. زماني كه غرب با بحران فضاي حياتي و كمبود منابع روبه رو شد به دنبال رفع اين نقيصه به اشغال و استعمار قاره آفريقا و آسيا پرداخت.وجدان‌هاي بيدار و آگاه در دنياي امروز هنوز شنواي ضجه ها دردناك و ناله‌هاي غمبار سياه پوستان آفريقا در زير صدمات وارده توسط استعمارگران پليد اروپايي هستند. . هنوز زمان زيادي نمي گذزد از آن هنگام كه سفيد‌پوستان متمدن به مدنيت وحشي‌گونه غربي سياهي را از روي تمام ظالمان تاريخ زدودند. و به سركوب و به سركوب و كشتار وسيع سرخ‌پوستان بومي قاره آمريكا پرداختند اين‌ها مشت كوچكي است از خروار جناياتي است كه غرب مدرن با تكيه به نظام سرمايه داري و ليبراليسم در چند قرن اخير به آن دست آلوده است و قابل توجه اين كه جريان سرمايه داري غرب در اين عصر با ايده‌ها و روش‌هاي جديد و پيچيده با ظاهري زيبا و فريبنده با همان اهداف گذشته كه همانا دستيابي به منابع مادي و معنوي ملل ديگر به انگيزه توليد و تحصيل سود بيشتر است به غارت منابع ملل ديگر در ابعادي وسيع‌تر مشغول به كار است با اين تفاوت كه استعمار در اين عصر چهره عوض كرده و با پنهان شدن در لواي شعار هاي فريبنده اي مانند دموكراسي ، حقوق بشر ، مبارزه با خشونت و ... همچون گرگي در لباس ميش در ابعادي وسيع تر به غارت و جنايات پيشين خود مشغول است.

آنچه در اين مقاله كوتاه از نظر خوانندگان گذشت بخش بسيار مختصري از آثار سوء و مخرب نظام سرمايه‌داري مبتني بر تفكرات به اصطلاح مدرن و ليبراليستي است.آن‌چه كه شناختن آن براي ما مهم‌تر است اين است كه چه انديشه و ايدئولوژي ميناي اين انحرافات بزرگ تاريخ امروز بشر گشته است؟

منابع:

کتاب سرمایه سالاری   نویسنده: شهریار زرشناس ، کتاب صبح
کتاب توسعه   نویسنده: شهریار زرشناس ،کتاب صبح
کتاب چالش فقر و غنا در کشورهای سرمایه داری نویسنده: ناصر جهانیان ، کانون اندیشه جوان
كتاب تجارت شيطاني   نويسنده : ايرج تبريزي    كيهان
مقاله طبیعت در اسارت آلودگی نویسنده: ماهنامه سیاحت غرب شماره 26
مقاله عملکرد استعمار در ایران و جهان  نویسنده: محمد امیر شیخ نوری ، خبرگزاری فارس

انعکاس این مطلب در سایر رسانه ها:

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

باشـگاه انديشــه

خبرگزاری فارس

صنایع نیوز

لينك‌دائم نوشته شده در  دوشنبه 6 اسفند1386ساعت 18:2  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

با عرض پوزش به خاطر این که دیر به روز شدم. یکی نیست بگه بچه نه اینکه حالا تمام کاربرای اینترنت تو دنیا منتظر بودن تو به روز شی و از بس اف پنج رو زده بودن انگشتشون از کار افتاده بود.

مطلب زير رو تازه پيدا كردم به نظرم خيلي جالبه به خاطر همين گذاشتم توي تارنوشتم(ميبينيد چقدر فارسي رو پاس مي‌درام بجاي وبلاگ مي‌گم تارنوشت) تا دوستاني كه تا حالا نديدن و نخوندن بخونن.

موفق باشيد - يا علي

تكمله:

دوست عزيزي پيامي گذاشته مبني بر اينكه اين نامه جعلي و از چارلي چاپلين نيست و توصيه نموده كه:"این نوع اخلاقیات پوسیده که شما دوست دارید از قول چاپلین مادر مرده به خورد خلق الله بدهید هم مانند این نامه سال هاست که زه زده است."

خدمت دوست عزيزم عرض كنم كه اولا بنا به بحث با شما را ندارم ولي تنها از باب اينكه توهم كسي رو نگيره كه فكر كنه هنوز با اين حرف‌ها مي تونن به اغفال و فريب مردم دست بزنند و پاسخي براي اين حرف‌ها وجود نداره به شما عرض ميكنم كه به فرض جعلي بودن اين نامه مگر بحث و مسئله پوشش مسئله ايست كه با اين نامه چارلي چاپلين ايجاد شده باشه كه حالا بخواهد به فرض جعلي بودن اون از اعتبار بيفتد ، به اطلاع عزيزمون برسونم كه برادر گرامي مسئله حجاب  و پوشش مسئله است كه باعث ايجاد مصونيت در برابر نگاه هاي پوسيده و فرسوده به ظاهر مترقي و مدرن افراد به ظاهر روشن ... و ... مي‌گردد و بعكس افكار نخ‌نما به ظاهر جديد تاريك‌فكرانه اين جريانات ، حجاب نه تنها موجب ايجاد محدوديت براي زنان نمي‌گردد بلكه زمينه ساز حضور موثر زن در اجتماع مي‌گردد. و موجب مي‌گردد كه همانند جوامع غربي به زن مانند يك برده ، كالاي جنسي  و وسيله اي براي تبليغات نگريسته نشود و بعد انساني زن مورد توجه قرار گيرد نه بعد جنسي او.

ضمنا ما قصد خوراندن چيزي به خلق الله را نداريم اگر شما داريد به خودتان مربوط است. به هر حال از شما به خاطر تذكرتان در باب امكان جعلي بودن اين نامه تشكر مي كنم.                                         در پايان به اين نكته اشاره مي‌كنم كه درج متن زير در تارنوشت كوكب هدايت در درجه اول به علت بار محتوايي آن بوده است.

اگر از يك گوهر با ارزشي حراست و حفاظت بشود تنها كساني كه از اين امر ناراحت شده و به فرياد مي‌آيند  همان كساني هستند كه نظر سوئي به آن گوهر دارند.

 

با عرض پوزش ظاهرا اين نوشته از طرف چارلي چاپلين به دخترش نيست و صرفا زائيده تخيلات آقاي فرج الله صبا ست .  اما همان گونه در مقدمه‌ی اين نوشته ذكر شد انتشار اين نوشته در درجه اول به علت بار محتواي آن بوده است و نه صرفا انتساب آن به چارلي چاپلين.

به هر حال بدين وسيله از كليه خوانندگان گرامي به خاطر اين اشتباه طلب پوزش دارم.

منبع:http://www.chn.ir/news/?section=4&id=1654

 

نامه ای كه مثلا چارلی چاپلین به دخترش‏ نوشت
 

دخترم، هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان ‏نمی توان یافت که شایسته آن باشد که ‏دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان ‏کند..... برهنگی ، بیماری عصر ماست.‏

چارلي چاپلين charlie chaplin  charliechaplin


جرالدین دخترم، از تو دورم، ولی یک لحظه ‏تصویر تو از دیدگانم دور نمی شود. اما تو ‏کجایی؟ در پاریس روی صحنه ی تئاتر پر شکوه ‏شانزه لیزه... این را می دانم و چنان است که ‏در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدمهایت را ‏می شنوم. شنیده ام نقش تو در این نمایش ‏پر شکوه، نقش آن دختر زیبای حاکمی است که ‏اسیر خان تاتار شده است! ‏

جرالدین، در نقش ستاره باش اما اگر فریاد ‏تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور ‏گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت ‏هوشیاری داد، بنشین و نامه ام را بخوان... ‏من پدر تو هستم. امروز نوبت توست که ‏هنرنمایی کنی و به اوج افتخار برسی. امروز ‏نوبت توست که صدای کف زدنهای تماشاگران ‏تو را به آسمانها ببرد. به آسمانها برو ولی ‏گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردم را ‏تماشا کن. زندگی آنان که با شکم گرسنه، در ‏حالی که پاهایشان از بینوایی می لرزد و ‏هنرنمایی می کند. من خود یکی از ایشان ‏بودم. ‏

 

چاپلین، جرالدین دخترم، دنیایی که تو در آن ‏زندگی می کنی دنیای هنرپیشگی و موسیقی ‏است. نیمه شب آن هنگام که از سالن ‏پرشکوه تئاتر بیرون می آیی، آن ستایشگران ‏ثروتمند را فراموش کن. ولی حال آن راننده ‏تاکسی را که تو را به منزل می رساند بپرس. ‏حال زنش را بپرس و اگر آبستن بود و پولی ‏برای خرید لباس بچه نداشت، مبلغی پنهانی ‏در جیبش بگذار..... ‏

چارلي چاپلين charlie chaplin   charliechaplin

دخترم جرالدین، گاه و بی گاه با مترو و ‏اتوبوس شهر بگرد. مردم را نگاه کن. زنان ‏بیوه و یتیم را بشناس و دست کم روزی یک ‏بار بگو: *من هم از آنها هستم.* تو واقعا یکی ‏از آنها هستی.

هنر قبل از آنکه دو بال دور ‏پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را می ‏شکند. وقتی به مرحله ای رسیدی که خود را ‏برتر از تماشاگران خویش بدانی، همان لحظه ‏تئاتر را ترک کن و با تاکسی خود را به حومه ی ‏پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم. ‏آنجا بازیگران مانند خویش را خواهی دید که ‏از قرنها پیش زیباتر از تو، چالاکتر از تو و ‏مغرورتر از تو هنرنمایی می‌کنند. اما در آنجا از ‏نور خیره کننده ی نورافکن های تئاتر شانزه ‏لیزه خبری نیست. نورافکن کولی ها تنها نور ‏ماه است. نگاه کن، آیا بهتر از تو هنرنمایی نمی ‏کنند؟ اعتراف کن. دخترم... همیشه کسی ‏هست که بهتر از تو هنرنمایی کند و این را ‏بدان که هرگز در خانواده ی چارلی چاپلین ‏کسی آنقدر گستاخ نبوده که یک کالسکه ران ‏یا یک گدای کنار رود سن یا کولی هنرمند ‏حومه پاریس را ناسزایی بگوید....... ‏

دخترم، جرالدین، چکی سفید برای تو ‏فرستاده ام که هر چه دلت می خواهد بگیری ‏و خرج کنی. ولی هر وقت خواستی دو فرانک ‏خرج کنی، با خود بگو سومین فرانک از آن من ‏نیست. این مال یک فرد فقیر گمنام می باشد ‏که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستجو ‏لازم نیست. این نیازمندان گمنام را اگر ‏بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و ‏سکه برای تو حرف میزنم برای آن است که از ‏نیروی فریب و افسوس پول، این فرزند ‏شیطان، خوب آگاهم....... ‏


من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه ‏و هر لحظه برای بندبازان بر روی ریسمانی ‏بس نازک و لرزنده نگران بوده ام. اما دخترم ‏این حقیقت را بگویم که مردم بر روی زمین ‏استوار و گسترده، بیشتر از بندبازان ریسمان ‏نااستوار سقوط می کنند. ‏

چارلي چاپلين  charlie chaplin

دخترم، جرالدین، پدرت با تو حرف می‌زند. ‏شاید شبی درخشش گرانبهاترین الماس این ‏جهان تو را فریب دهد. آن شب است که این ‏الماس، آن ریسمان نااستوار زیر پای تو ‏خواهد بود و سقوط تو حتمی است.... روزی که ‏چهره ی زیبای یک اشراف زاده ی بی بند و بار ‏تو را بفریبد، آن روز است که بندبازی ناشی ‏خواهی بود. بندبازان ناشی همیشه سقوط می ‏کنند. ‏

از این رو دل به زر و زیور مبند. بزگترین ‏الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه ‏بر گردن همه می درخشد.... اما اگر روزی دل ‏به مردی آفتاب گونه بستی، با او یکدل باش و ‏به راستی او را دوست بدار و معنی این را ‏وظیفه ی خود در قبال این موضوع بدان. به ‏مادرت گفته ام که در این خصوص برای تو ‏نامه ای بنویسد. او بهتر از من معنی عشق را ‏می داند. او برای تعریف معنی عشق، که معنی ‏آن یکدلی است شایسته تر از من است...... ‏

دخترم، هیچ کس و هیچ چیز را در این جهان ‏نمی توان یافت که شایسته آن باشد که ‏دختری ناخن پای خود را به خاطر آن عریان ‏کند..... برهنگی بیماری عصر ماست. به گمان ‏من تن تو باید مال کسی باشد که روحش را ‏برای تو عریان کرده است.

دخترم جرالدین، برای تو حرف بسیار دارم ‏ولی به موقع دیگری می گذارم و با این پیام ‏نامه ام را پایان می بخشم: ‏
انسان باش، پاکدل و یکدل؛ زیرا که گرسنه ‏بودن، صدقه گرفتن و در فقر مردن، هزار بار ‏قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه بودن ‏است.‏

 

 


لينك‌دائم نوشته شده در  چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 8:36  توسط محمد(صادق) نجفی  |