تبليغاتX
کوکب هدایت

تمجید سفیر انگلیس در سازمان ملل از موسویان

منبع : مركز اسناد انقلاب اسلامي

سفیر انگلیس در سازمان ملل در گفت و گویی با روزنامه اسرائیلی-آمریكایی "نیویورك سان" در رابطه با حسین موسویان عضو تیم مذاكره‌كننده هسته-ای سابق ایران كه متهم است اطلاعاتی در اختیار سفارت انگلیس در تهران قرار داده واكنش نشان داد.


به نوشته نیویورك سان، " جان سوئرز" كه به عنوان مدیر سیاسی وزارت خارجه انگلیس با ایران در تماس بوده، اتهام ارتباط موسویان با انگلیس را رد كرد.


سفیر انگلیس در سازمان ملل گفت كه"موسویان به عنوان مذاكره‌كننده‌برنامه هسته‌ای ایران نماینده‌ای وفادار بود."


سوئرز به این روزنامه اسرائیلی - آمریكایی گفته است: من و بسیاری دیگر كه با او مذاكره داشتند، معتقدیم او مذاكره‌ كننده ای بسیار موثر برای دولتش بود.

لينك‌دائم نوشته شده در  یکشنبه 27 آبان1386ساعت 16:40  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

يک کارشناس مسائل سياسي در گفتگو با رجانيوز:
پیام حضور موسویان، آسودگی خاطر جاسوسان است!

 

 منبع : رجا نیوز

یک کارشناس مسائل سیاسی، پیام منفی حضور یک متهم امنیتی در همایش مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت در معیت هاشمی رفسنجانی را، آسودگی خاطر نسبت به تبعات جاسوسی برای بیگانگان از طریق نفوذ در میان برخی کارگزاران دانست.

 

محمدعلی رامین در گفتگو با رجانیوز با عنوان این مطلب که آقای هاشمی رفسنجانی یک شخصیت ناآگاه از مسائل قضایی و سیاسی نیست، افزود: وقتی که فردی توسط مسئولان قضایی متهم شناخته می شود و پرونده او در دست بررسی قرار می گیرد و در عین حال شخصیت برجسته سیاسی مانند آقای هاشمی در ملأعام او را در یک سمینار رسمی در کنار خود می نشاند، نوعی اعلام همبستگی با این مجرم تداعی می شود و این رفتار در حقیقت کمک به مجرم و در راستای اعمال فشار به مسئولان قضایی کشور تلقی می شود.

 

وی در ادامه افزود: با این حرکت، این پرسش در افکار عمومی پدید می آید که که آقای رفسنجانی به دنبال چه چیزی است که به حمایت از این مجرم برخاسته است؟ زیرا اگر مفهوم این کار آن است که آقای حسین موسویان جاسوسی نکرده، اسناد فوق سری را به بیگانگان انتقال نداده است و اینگونه خیانت ها و خیانت به منافع ملی جرم تلقی نمی شود و جاسوسی آن هم در این حد کلان از نظر ایشان جرم نیست، یک قضاوت وحشتناک است که افکار عمومی نمی تواند آن را تحمل کند.

 

اين کارشناس مسائل سياسي همچنین خاطرنشان کرد: اگر منظور هاشمی از این حرکت آن است که جاسوسی جرم است اما اگر این کار از کسی مانند موسویان که از نزدیکان فکری و سیاسی ایشان باشد، سر بزند، حکومت اجازه مجازات او را ندارد و باید او را تبرئه کند و به عنوان یک استثناء بپذیرد، این یک تبعیض آشکار در نظام اسلامی است که فساد بزرگ و انحراف خطر تبانی را در مسیر نظام ایجاد می کند و بنیان های اعتقادی نظام را که عدالت خواهی و عدالت گرایی است نابود می کند.

 

وي درباره شباهتهای موسویان و برخی جریانهای منحرف سالهای اول انقلاب اظهار داشت: گرچه شباهت های آشکاری میان این دو جریان دیده می شود ولی شرایط زمانی به گونه ای است که در آن مقطع، جامعه در این سطح از آگاهی امروز قرار نداشت و از طرف دیگر نظام در شرایط سخت جنگی قرار داشت.

 

رامين در پایان گفت: اگر جرم بزرگی مانند جاسوسی علیه منافع ملی با برخورد سهل انگارانه مواجه شود، هشدار بزرگی برای نظام و حکومت اسلامی خواهد بود و پیام منفی آن، اینست که هرکس می تواند با آسودگی خاطر به نفع بیگانگان جاسوسی کند و در دل برخی از کارگزاران حکومت نفوذ بکند و از این طریق نظام از درون متلاشی می شود.

لينك‌دائم نوشته شده در  شنبه 26 آبان1386ساعت 17:58  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

حساسیت زدایی از جرم جاسوسی!

منبع : سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی

جاسوس هسته ای از حمایت كدام افراد و جریان ها برخوردار است.


این پرسش، شاید جدی ترین مسأله ای است كه پس از انتشار خبر مربوط به اتهام جاسوسی یكی از اعضای سابق تیم مذاكره كننده هسته ای به نفع بیگانگان، تمام ذهن مخاطبان را به خود مشغول كرده است. این كه شخصی به نفع بیگانگان و علیه منافع ملی و مصالح عالیه نظام جاسوسی كند، امری قابل پیش بینی و ممكن است، اما تلاش بعضی عناصر صاحب نفوذ سیاسی برای جلوگیری از مجازات این جاسوس و حتی تبرئه وی از اتهام مزبور، نه تنها قابل پیش بینی نبوده، بلكه اصولاً امری بعید به نظر می رسید. لیكن همین «امر بعید» متأسفانه در ماجرای كشف فعالیت های این متهم ، اعلام موجودیت كرده است.

حسين موسويان

 

پس از آن كه وزارت اطلاعات مستندات خود مبنی بر جاسوس هسته ای این فرد را كامل و به مقامات ذیصلاح قضایی تقدیم كرد، انتظار می رفت این پرونده فارغ از جوسازی و فشارها مورد رسیدگی قرار می گرفت و لااقل برای عبرت گرفتن دیگران، جاسوس هسته ای محاكمه و مجازات می شد، اما اكنون پس از گذشت ماه ها به نظر می رسد یك گروه فشار توانست روند رسیدگی به این پرونده را تحت تأثیر قرار دهد.


در این مرحله، باید هر چه زودتر به پرسش صدر مقاله، پاسخ داد. زیرا در آن صورت، نه تنها ماهیت حامیان جاسوس هسته ای و عوامل تأثیر بر روند رسیدگی به پرونده او فاش خواهد شد، بلكه می توان كانون های خاصی را در كشور شناسایی و نسبت به اصلاح كاركرد های آن اقدام كرد. شاید این افراد و مراكز، عناصری خائن و دارای انگیزه وطن فروشی نباشند، اما بدون تردید نوع نگرش آنها به مبانی مدیریت و حكومت به گونه ای است كه ناخواسته به ورطه خیانت به كشور و جاسوسی به نفع اجانب افتاده اند. بنابراین تلاش برای شناسایی حمایت كنندگان از جاسوس هسته ای، به منظور انتقام جویی و عقده گشایی نیست، بلكه شاید از این طریق بتوان افراد و مراكز متهم به جاسوس پروری را نسبت به تغییر دیدگاه و مشی ضدملی شان متقاعد ساخت.


چنانچه پرونده جاسوس هسته ای همچنان در ابهام باقی بماند، موجب ریزش اعتماد عمومی نسبت به مدیریت قضایی كشور خواهد شد، زیرا مصونیت جاسوس ها از مجازات به علت رفاقت و روابط پرسابقه آنها با فلان یا بهمان شخصیت سیاسی برای افكار عمومی توجیه پذیر نیست، بلكه اتفاقاً همگان خواستار تشدید مجازات متخلفانی هستند كه زمینه ارتكاب جرم در آنها به علت روابط ویژه با عناصر صاحب نفوذ فراهم و تسهیل شده است.

موسويان- روحاني - حجه الاسلام هاشمي


اكنون بعضی حامیان پرده نشین این جریان خاص ، پس از آنكه اطمینان یافتند از این مهلكه حیثیتی به سلامت عبور كرده اند، از لاك سكوت خارج شده و در جدیدترین موضع گیری های خود، دولت نهم و شخص رئیس جمهور را به بهانه های مدیریتی، آماج تخریب قرار داده اند تا شاید با این غبارزایی در فضای سیاسی و تبلیغاتی كشور، ذهن جامعه را از اتهام باند مذكور در جاسوس پروری و ترویج روحیه تسلیم پذیری در برابر قلدرهای دنیا دور سازند. پیشنهاد نگارنده این است كه روند مماشات با تبهكاران سیاسی و امنیتی هر چه زودتر پایان پذیرد تا آنها اگر پاسخگوی خیانت های خود نیستند، لااقل خدمتگزاران ملت را زخمی نكنند.


خطری كه از رهگذر متوقف و مسكوت ماندن پرونده جاسوسی هسته ای كلیت نظام را تهدید می كند، عادی شدن ارتكاب این جرم ضدامنیتی است. اگر عوامل فشار به رسیدگی كنندگان این پرونده، فداكاری كرده و از آبرو و منافع خود بگذرند تا متهم به جاسوسی پس از اثبات جرمش به مجازات برسد، آثار مثبت آن متوجه امنیت ملی خواهد شد، اما چنانچه مصالح باندی خود را مرجع دانسته و بر موضع خود برای نجات جاسوس از تحمل مجازات قانونی اصرار ورزند، در واقع در جهت حساسیت زدایی نسبت به جرم جاسوسی برای بیگانگان گام برداشته و پیامدهای بعدی قبح شكنی از جاسوسی و وطن فروشی به حساب عملكرد امروز آنها نوشته خواهد شد.


این كه یك عنصر مرعوب، به عنوان عامل یك باند سیاسی- اقتصادی، درباره آرایش مواضع هسته ای مسئولان عالی كشورمان و كیفیت فشار آوردن علیه جمهوری اسلامی ایران به مقام های اروپایی اطلاعات بدهد، طبیعی است كه پس از دستگیری بگوید اشتباه كرده و تقاضای بخشش كند. بسیاری از قاتلان خطرناك و سارقان مسلح نیز- كه دامنه جرم ارتكابی آنها به مراتب كمتر از جاسوسی علیه مملكت است- مشابه این تقاضا را دارند، اما آیا هیچ گاه چنین درخواستی مسموع بوده است و آیا این كه آقای جاسوس، قبلاً منشأ خدماتی بوده، می تواند عامل موجهه جرم و تبرئه مجرم به شمار آید.


اهمال و مماشات در روند رسیدگی به پرونده جاسوس هسته ای، قطعاً با منطق حكومت داری منافات دارد و افكار عمومی هیچ توجیهی را در این باره عاقلانه و قانع كننده نمی داند.

 

محسني‌اژه‌اي در گفتگو با فارس:

اتهام ارائه اطلاعات موسويان به سفارت انگلستان اثبات شده است

خبرگزاري فارس: وزير اطلاعات گفت: اتهام موسويان مبني بر ارائه اطلاعات به افراد بيگانه از جمله سفارت انگلستان از نظر وزارت اطلاعات اثبات شده است. 
   
 


غلامحسين محسني‌اژه‌اي وزير اطلاعات كه امروز چهارشنبه در جلسه‌ رأي اعتماد مجلس به وزراي نفت و صنايع در مجلس حضور يافته بود در گفتگو با خبرنگار امور مجلس خبرگزاري فارس با بيان اينكه پرونده حسين موسويان هم اكنون در دست قوه قضائيه است، گفت: اتهام ايشان ارائه اطلاعات بر خلاف مصالح و امنيت كشور به افراد بيگانه از جمله سفارت انگلستان بوده كه از همان روز اول به ايشان تفهيم شد و اين اتهام از نظر وزارت اطلاعات اثبات شده است.
وي در پاسخ به سوال ديگر خبرنگار ما مبني بر اينكه رئيس جمهور اعلام كرده به قاضي پرونده جاسوس هسته‌اي فشارهايي آورده‌اند، نظر شما در اين باره چيست؟ با تائيد اين مسأله گفت: با قاضي پرونده تماس گرفته شده و تقاضاهايي هم از وي شده است.
انتهاي پيام/ع
 

 

لينك‌دائم نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 16:46  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

جامعه آزاد و دشمنانش (يادداشت روز)

نویسنده : محمد ایمانی

حرّيت و آزادي با اباحه مسلكي دوتاست.گروهي هستند كه از آزادي دم مي زنند تا اباحه مسلكي و لااباليگري كنند. اختيار و آزادي، جوهره انسان است و فقدان آن به مسخ آدمي منجر مي شود اما اين به آن معنا نيست كه به نام آزادي بتوان هر ميل و اراده اي را جامه عمل پوشاند. انسان داراي حريت و آزادي ظاهرا با انسان اباحه مسلك در آزادي نظر و عمل شبيه يكديگر اما اولي با وجود برخورداري از «حق» آزادي و اختيار، براي خود «حد» و «چهارچوب» قائل است در حالي كه دومي براي خويش هيچ محدوده و تكليف و مرز و مانعي قائل نيست.


اولي به قانون و قواعد اخلاقي و عقلاني با جميع لوازم آن - حق و حد در كنار هم- متعهد است و دومي فقط حق برخورداري را مي فهمد و منكر لوازم و قواعد و مرزهاي آن است. هر دو درپي بهره گيري از ظرفيت ها و توانايي ها با بهره جستن از اراده آزاد هستند اما اولي براي غير از خود نيز حق و حرمت قائل است و دومي جز خود نمي بيند و نمي پسندد و نمي خواهد. اولي «تعريف» دارد و در «منطق» مي گنجد و دومي هيچ ثبات و حد و رسمي ندارد و فاقد هرگونه منطق روشن است الا اين كه هرچه اقتضاي منفعت و لذت عيني او بود، همان را بپذيرد و پيش ببرد هرچند كه ناقض منافع جمع و ديگران يا ناقض اخلاقيات و وجدانيات و متناقض با ادعاها و شعارها باشد... تا آنجا كه مي توان «حق آزادي» ديگران را هم منكر شد و زير پا گذاشت، با توجيه يا عريان و بدون توجيه.


مرور تاريخ بشر و سرگذشت جوامع، شاهدي بر اين ادعاست كه حريت و آزادي آزاده وار، همواره مايه قوام و دوام و اتحاد و انسجام جامعه بوده و اين جنس از آزادي نه تنها به از هم پاشي اتحاد و انسجام ملت ها منجر نشده بلكه طليعه رشد و بالندگي و تفاهم و تعالي بوده است در حالي كه تكوين آزادي ولنگار و افسارگسيخته و مجال و قدرت يافتن انسان هاي اباحي، انحطاط و ازهم گسيختگي و اختلاف و انهدام ملت ها و تمدن ها را به ارمغان آورده است.


مقصود از اين نوشتار پرداختن به اين موضوع نيست كه چرا فلان روزنامه توقيف شد و بايد توقيف مي شد يا نه، يا فلان حزب بايد فعاليت كند يا خير، يا فلان شخص كه بازداشت شده، مستحق آن بوده و مقدمات قانوني در اين اقدام لحاظ شده يا نه. بلكه هدف آن است كه نسبت آزادي و قلمرو آن را با موضوع «وحدت و امنيت ملي» بسنجيم.


صورت مسئله اين است كه گروه هايي در سيماي مظلوم و محروم، مي نالند و فضاسازي مي كنند كه خلايق چه نشسته ايد، حق قانوني داشتن حزب و تشكل و تريبون و روزنامه از ما دريغ شده و جماعتي اقتدارگرا و انحصارطلب و ضد آزادي با اراده تك صدايي كردن فضاي افكار عمومي، محدوديت هاي خلاف قانون اساسي و قانون مطبوعات و قانون احزاب و... ايجاد كرده اند.


با تاكيد دوباره بر اين كه موضوع نوشتار حاضر، «مصاديق» نيست، مي گوييم اين گروه راست مي گويند و دروغ. كلمه حقي مي گويند و اراده باطل دارند. مغالطه مي كنند. «لااله» را مي گويند اما نه براي نفي «اله»ها، كه راغبند «الله» را هم نفي كنند پس هيچ گاه «الا الله» را نمي گويند و زير بارش نمي روند. براي اثبات حق آزادي، به قانون اساسي و قوانين عادي استناد و مشروعيت اين حق را از آنجا اثبات مي كنند اما همان قانون را فقط در اصل اثبات حق قبول دارند نه آنجا كه همين قانون، تكليف آفرين مي شود قلمرو حق و لزوم پايبندي به حقوق ديگران و احكام و شرايع الهي را مورد تاكيد قرار مي دهد.


آنها آزادند به هر حريمي تعرض كنند اما كسي حق ندارد بپرسد با چه مجوز و تا كجا؟ و حقوق ديگران چه مي شود؟ از نظر آنها هيچ حوزه مصون و مقدسي وجود ندارد و مي شود هر حقي را منكر شد يا ضايع كرد اما خود آنها بايد از تقدس و مصونيت كامل برخوردار باشند و نبايد كسي متعرضشان شود. گردن كلفت هاي اتوكشيده اي هستند قانون دان. اما دانستن نه براي الزام و اطاعت بلكه براي نقض يا دور زدن آن. مظلوم نمايي و صدا كلفت كردن همزمان را بلدند. سيرماني ندارند. هاضمه هاشان بزرگ است و هوس ها و توقعاتشان سيري ناپذيرتر. باج مي خواهند به نام حق. و اگر بگيرند، آخر كار نيست كه تازه اول معركه است براي امتيازخواهي و تبعيض هاي بيشتر. و حزب و روزنامه و دفتر و دستك هاي اين چنيني كه باشد، مي شود «مسجد ضرار». مكاني مقدس نما و حرمت دار كه در آن مي توان از نظارت گريخت و تمنيات خويش پيش برد.


ستمي كه اين فرقه بر ملت و كشور مي كنند، لاتعدّ و لاتحصي است. مگر مي شود جفايي كه اينان بر يك ملت مي كنند در عداد و حساب و كتاب آورد؟ اگرچه از آزادي دم مي زنند و خود را مدافع و حامي آن معرفي مي كنند اما اول دشمن آزادي اند. چه، هم حق ديگران را دريغ مي كنند و هم موجب بدگماني به گوهر قيمتي آزادي مي شوند. آنها با خيانت خويش راه نقد را مي بندند تا آنجا كه صاحب نظران دلسوز و خبره مجبور مي شوند در فضاي سياه نمايي و باج خواهي جماعت مذكور، كام دركشند و به خاطر مصلحت، نقد مصلحانه را مسكوت بگذارند.


عملكرد اين جماعت بوده كه باعث شده متاسفانه حزب و روزنامه در جامعه جا نيفتد و شهروندان با نوعي نگاه بدبينانه به مطبوعات و احزاب بنگرند گويي كه كار ويژه اينها فقط اخاذي و هوچي گري و باج بگيري و زورگيري است. جفا از اين بزرگتر كه اهل نقد و نظر در حاشيه مي مانند و سفلگان، عيار و معيار آزادي و نقادي مي شوند؟! و كدام ستم، از اين گسترده تر كه با وجود چنين جماعتي، الفت و اتحاد ملي خدشه بردارد و دشمن خيال كند كه ملت مورد تهاجم، يكي نيست و دچار اختلاف و تفرقه است. ملت ما كه به بركت تمدن ديرين، ميراث ديني گرانسنگ و انقلاب احياگر اسلامي، ملت يكدل و متحدي است اما جماعتي چندان لاابالي و خودمحور، وقتي به خاطر دستمالي حاضرند قيصريه اي را به آتش بكشند و به خاطر تسويه حساب هاي سياسي و انتخاباتي يا گشودن عقده هاي ناكام، به سياست هاي كلي نظام در عرصه سياست خارجي خدشه وارد سازند، آيا توقع جز اين است كه دشمن زخم خورده، طمع نكند؟
بي ترديد همين جماعتي كه مدعي خيرخواه ملت و كشورند و ادعا مي كنند نگران آنند كه دولت و نظام، كشور را در كام خطر و تهديد مي كشانند، بزرگترين تهديد عليه امنيت و اقتدار ملي هستند. همين ها هستند كه با سوءاستفاده از آزادي و القاي ترس در قبال تهديدهاي دشمن و ارعاب مردم، به دشمن نااميد روحيه مي دهند كه گويي فشارهاي بي حاصل، ثمر داده است.


تصور اين فرقه آن است كه با سياه نشان دادن اوضاع داخلي و خارجي و اهرم قرار دادن فشار دشمنان مي توانند راحت تر امتياز بگيرند (فشار از بيرون و چانه زني در داخل) اما اجحاف به همين حد محدود نمي ماند چرا كه تعامل با دشمن، دوسويه مي شود يعني دشمن هم اميدوار مي شود كه از طريق دروني كردن بحران مي تواند در صفوف ملت و حاكميت رخنه كند. اينجاست كه دشمن قسم خورده خارجي با جريان فرصت طلب و اباحه مسلك داخلي به هم مي رسند و منافعشان منطبق مي شود. از اينجا به بعد ديگر نبايد صرفا درباره آزادي بيان و ابعاد حقوقي و مطبوعاتي و سياسي آن سخن گفت يا از جرم مطبوعاتي و سياسي سخن راند. خاطيان حرفه اي و هميشگي اين عرصه وارد قلمرو امنيت ملي شده و نقش ستون پنجمي و جاسوسي دشمن را ايفا مي كنند. آنها پاي بيگانه را به كشور گشوده، جنگ رواني او را موثر ساخته و روحيه او را بازسازي مي كنند و در حق يك ملت كه پس از 2 سده استبدادزدگي و استعمارگزيدگي، توانسته بند بردگي از جان خويش بگشايد و به آزادي برسد، كدام خيانت از اين بزرگتر؟


نقد، حق مطبوعات و فعاليت سياسي و انتخاباتي، حق احزاب است. آنها حق دارند به عملكردها اشكال كنند اما حق ندارند قوانين، قواعد اخلاقي و انساني يا مصالح كلان يك ملت را زير پا بگذارند و در تنگناي عرصه بلافند كه ملت چه نشسته ايد آزادي به مسلخ رفت، استبداد برگشت و روزگار ملك و ملت سياه شد.


اي كاش برخي مدعيان راستين آزادي به عمق فاجعه اي كه در پيوند با اباحه مسلكان نهفته است پي مي بردند و جفاي رفته بر ملت از اين ناحيه را بازخواني مي كردند تا دوباره فضا گرگ و ميش نشود و حق به دست ياران ساده دل آن مظلوم نيفتد. از دشمن نبايد ترسيد اما از اين دوستان ساده دل و احياناً صاحب برخي تعلقات، چرا.

منبع : روزنامه کیهان ۸ / ۸ / ۱۳۸۶

لينك‌دائم نوشته شده در  سه شنبه 8 آبان1386ساعت 12:17  توسط محمد(صادق) نجفی  | 

توضيح : اين مقاله در روزنامه كيهان چاپ شده بود اما متن زير با كمي دخل و تصرف در اصل مقاله آقاي شريعتمداري درج شده است.

مجسمه سنگي

 

وقتي «برنارد شاو» نويسنده بلندآوازه انگليسي- كه براي اولين بار به آمريكا سفر مي كرد- در بندر نيويورك از كشتي پياده شد و چشمش به مجسمه بزرگي افتاد كه در كرانه اقيانوس اطلس نصب شده بود، از ميزبان آمريكايي خود پرسيد؛ اين مجسمه بزرگ سنگي چيست؟ و پاسخ شنيد كه اين «مجسمه آزادي» است، برنارد شاو لبخند معني داري زد و گفت؛ «ما هم در اروپا رسم و سنت مشابهي داريم و هنگامي كه شخص عزيز و محترمي از دنيا مي رود مجسمه اش را به ياد دوراني كه زنده بود در ميدان شهر نصب مي كنيم و هر وقت به آن مي نگريم غم فقدانش را به خاطر مي آوريم و حسرت روزهايي را مي خوريم كه صاحب مجسمه از دنيا نرفته و در ميان ما بود، من هم درگذشت مرحوم آزادي را به مردم آمريكا تسليت مي گويم...»

 

مجسمه آزادي !!!!!

 


رئيس جمهور ايران در دانشگاه كلمبيا مواضع جمهوري اسلامي ايران و آموزه هاي انقلاب را بازگو كرد. اين مسئله براي دولتمردان آمريكايي كه داعيه آزادي بيان دارند و ليبرال دموكراسي مورد ادعاي خود را نسخه حكومتي پاسخگو براي همه ساكنان كره خاك مي دانند- دكترين پايان تاريخ فرانتس فوكوياما- نبايد تا اين اندازه سخت و ناگوار باشد كه فرياد اعتراض و اهانت آنان را به گوش فلك برساند، اگرچه در همان حال سخنان احمدي نژاد با ابراز خرسندي و رضايت، حداقل 16 درصد مردم آمريكا- براساس نظرسنجي CNN- همراه بوده است.


اگر دولتمردان و سياستگذاران آمريكايي همانگونه كه ادعا مي كنند، ايدئولوژي و نسخه حكومتي برتر و همه پسندي در اختيار دارند چرا از ارائه نسخه اي متفاوت اينقدر عصباني مي‌شوند؟ و اگر حاكمان كاخ سفيد مردم آمريكا را طرفدار مواضع سياسي و عملكرد خود مي دانند، چرا از اين كه سخن ديگري به گوش آنها برسد ترس و واهمه دارند؟! اكنون معلوم مي‌شود كه رسانه‌هاي آمريكايي تحت نفوذ صهيونيست تاكنون درباره اسلام و جمهوري اسلامي ايران و معرفي آن به مردم آمريكا و ملت هاي جهان، سخن خلاف گفته‌اند.

ممكن است گفته شود كه احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا، يك طرفه به قاضي رفته و يكسويه سخن گفته بود! كه در پاسخ بايد گفت؛
الف- مگر شما دولتمردان آمريكايي به شعور مردم خود اعتقاد نداريد كه از فريفته شدن آنان(!) به سخن احمدي نژاد واهمه داريد؟!
ب- احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا به پرسش هاي اساتيد و دانشجويان كه برگرفته از تهمت هاي ناروا و دروغ پراكني هاي چندين ساله آمريكايي ها و صهيونيست ها عليه اسلام ، مسلمانان و جمهوري اسلامي ايران بود، پاسخ داد، با اين محاسبه، موضوع سخن احمدي نژاد را خودتان تعيين كرده بوديد، نه او، بنابراين چگونه مي توانيد سخن وي را يك‌سويه بناميد؟!


ج- مگر شما دولتمردان آمريكايي و متحدانشان طي 3 دهه گذشته در جاده اي يكطرفه عليه اسلام و ايران اسلامي تاخت وتاز نكرده ايد؟ آنهم با در اختيار داشتن صدها رسانه دوربرد و فراگير و با استفاده از همه امكانات گسترده مجامع و مراكز وابسته به خود. چرا تاخت وتاز يكسويه شما نتيجه معكوس داشت؟ و نه فقط اعتقاد مردم ايران و ساير ملت هاي مسلمان را به انقلاب اسلامي كاهش نداد، بلكه همه روزه بر آن افزود، تا آنجا كه امروزه همين اعتقاد، شما را در لبنان، فلسطين، عراق، آمريكاي لاتين و... زمين گير كرده است. بايد قبول كنيد كه مردم دنيا و از جمله مردم آمريكا قبولتان ندارند.


د- فقط نيم نگاهي به اظهارنظر شهروندان آمريكايي بعد از پايان جلسه پرسش و پاسخ احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا بيندازيد. اين اظهارنظرها را رسانه هاي آمريكايي منتشر كرده اند و در دسترس شماست. در اين مختصر، فقط به يك نمونه كه بارها از سوي شهروندان آمريكايي تكرار شده است اشاره مي شود...
«... چرا بوش و ديك چني و رايس در پشت ديوارها پنهان شده اند؟ آنها در برابر سخنان روشن و شفاف احمدي نژاد چه پاسخي دارند؟ چرا درباره ايران و جنگ عراق به ما دروغ گفته اند؟... آيا بوش جرأت دارد كه در چنين جلسه اي شركت كند، آنهم نه با مردم ايران، بلكه با ما، يعني با مردم آمريكا».

ليبرال دموكراسي غرب فاقد پيام عدالت و معنويت براي بشريت است ، حضور جمهوري اسلامي در منطقه و جهان، حضور فكر و منطق با انگيزه معنوي است و دستگاه حكومتي برخاسته از ليبرال دموكراسي، به علت اين كه در اين عرصه چيزي براي ارائه كردن ندارد، با زبان تهديد حرف مي زند، مانند انسان بيسوادي است كه در مقابل يك انسان فاضل، فقط مشت و بازوي خود را نشان مي دهد.»


سخنان آقاي احمدي نژاد در نيويورك كه بازگويي آموزه هاي اسلامي و انقلابي بود و آسيب شديدي كه اظهارات ايشان بر چهره و شخصيت دولت و دولتمردان آمريكايي وارد كرد، به وضوح نشان مي دهد كه- به قول حكيمانه آقا- دست ليبرال دموكراسي غرب از منطق خالي است و پيام قابل شنيدني براي مردم جهان ندارد و اين در حالي است كه آنچه درپي سخنان احمدي نژاد در نيويورك  اتفاق افتاد، بدون كمترين ترديدي حكايت از آن دارد كه«دنيا تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدي (ص) است» و اسلام سنگرهاي كليدي دنيا را فتح خواهد كرد.

لينك‌دائم نوشته شده در  سه شنبه 1 آبان1386ساعت 15:58  توسط محمد(صادق) نجفی  |